على محمدى خراسانى
288
شرح مكاسب (فارسى)
مالى است نه عقاب و مؤاخذه اخروى ، و نه با احتمال معلول بودن كه معلول نبود قصاص و مؤاخذهء جانى در دنيا است نه عقوبت اخروى . براى حفظ ارتباط و سنخيّت ميان علّت و معلول مىگوئيم : از رفع القلم تنها مؤاخذهء اخروى و عقوبت اراده نشده بلكه اعمّ از مؤاخذهء اخروى و دنيوى ، وضعى و تكليفى اراده شده است و بهعبارت ديگر : مراد رفع قلم جعل احكام است ، پس صبى اگر كار حرامى كرد عقاب ندارد ، اگر جنايت عمدى كرد قصاص ندارد ، اگر شبه عمد بود ديه ندارد و . . . همهء اينها مرفوع است . و افعال الصبى و لو عن عمد و قصد صادر شود هيچاثرى ندارد ، پس انشائات او هم لغو و بىاثر خواهد بود ، اقرارهاى او هم كه مالى را به عهده مىگيرد و به نفع زيد و اقرار مىكند اثر ندارد ، و از اين جهت حديث رفع قلم اطلاق دارد و فرقى ميان صورت اذن و عدم اذن نمىگذرد و مفادش آنست كه : مطلقا انشائات و اخبارات صبى اثر ندارد ، نه اينكه منظور اين باشد كه استقلالا محجور است ولى مع الاذن بلامانع است ، خير مطلقا محجور است ، يعنى صبىّ كلا مسلوب العبارة است ، مسلوب القصد است ، و هو المطلوب . پس استدلال به حديث رفع قلم هم صحيح است . [ نكته : مىتوان گفت : چون در روايات رفع قلم صبى را در كنار مجنون و نائم ذكر كرده و از هر سه رفع قلم شده ، و بلاشك در مورد مجنون مراد قلم جعل احكام است ، به اين مراد از رفع قلم در مورد صبى هم قلم جعل احكام باشد ، و نيازى به اين تفصيلات نيست . ] : قوله : ثمّ انّ : حال كه از حديث رفع قلم عموميّت استفاده شد و گفتيم : مراد قلم جعل احكام است و صبى هيچمؤاخذهاى ندارد ، نه اخروى نه دنيوى ، نه وضعى ، نه تكليفى ، مىگوئيم :